شيخ ذبيح الله محلاتى
8
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
بانوى ديگر كه تشرف حاصل كرده شيخ صدوق در اكمال الدّين بسند خود از ابو على قيروانى او از جاريهاى كه برسم هديه خدمت امام حسن عسكرى عليه السّلام فرستاده بود روايت نموده او گفته كه من در ولادت حضرت حجت حاضر بودم و نام مادرش صقيل است وقتى كه امام حسن عسكرى عليه السّلام خبر داد به او ماجرا را كه بعد وفات او بر عيالات وى چه گذشت از آن حضرت خواهش نمود كه دعا نمايد كه خداى تعالى مرگ او را پيش از آن حضرت گرداند پس دعاى آن حضرت بهدف اجابت مقرون گرديد و در ايام آن حضرت وفات نمود و بر لوح قبرش نوشته بودند اين است مادر محمد عليه السّلام ابو على گويد من از اين جاريه شنيدم مىگفت كه در زمانى كه سيد من متولد شد نورى از وى ساطع و ظاهر شد و بافق آسمان رسيد و ديدم پارهاى از مرغان سفيد از آسمان مىآمدند و بالهاى خود را بر سر و روى و جسد وى مىماليدند بعد از آن مىپريدند پس اين قضيه را به امام حسن عسگرى خبر دادم او خنديد و فرمود كه ايشان ملائكه آسمان بودند نازل مىشدند كه متبرك بشوند و ايشان ياوران وى هستند در وقت ظهورش بانوى ديگرى كه به اين فيض نائل شد در اكمال الدّين صدوق از محمد بن عيسى بن احمد زرجى كه او گفت در سرمنراى در مسجد زبيد جوانى را ديدم كه گفت من از بنى هاشم هستم و از اولاد موسى بن عيسى و آن مرد در وقت مكالمهء با من جاريهاى را آواز داد كه يا غزال و يا آنكه گفت يا زلال بيا پس جاريهاى آمد كه پيرى او را فروگرفته بود او را گفت حديث ميل و مولود را براى اين آقاى خود نقل بنما آن زن گفت بلى ما را كودكى بود مريض شد بىبى من مرا گفت برو در خانه امام حسن عسكرى عليه السّلام در خدمت حكيمه خاتون عرض كن كه در نزد شما اگر چيزى باشد كه از براى اين كودك از آن چيز شفا حاصل